المواضيع الأخيرة
» خريد بهترين و ارزان ترين ها از اينترنت
الإثنين أكتوبر 19, 2009 2:49 am من طرف جان بوگو

» کسب ماهيانه 500000تومان تضميني با CN3
الأحد سبتمبر 27, 2009 12:48 pm من طرف جان بوگو

» كسب درآمد اينترنتي در سايت مشاغل ايران
الأحد سبتمبر 20, 2009 5:41 pm من طرف جان بوگو

» سايت کسب در آمد اوکسين ادز
الأحد سبتمبر 20, 2009 5:27 pm من طرف جان بوگو

» معرفي سايت مطمن براي کسب در آمد
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:51 pm من طرف جان بوگو

» حقوق ماهيانه و مادام العمر
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:47 pm من طرف جان بوگو

» موبايل مجاني هديه بگيريد!! باور نمي کنيد
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:40 pm من طرف جان بوگو

» ارتباط چربي حيواني با سرطان لوزالمعده
الأربعاء يوليو 01, 2009 7:08 pm من طرف غورزه

» بازتاب حضور رونالدو در سينماي ايران
الأربعاء يوليو 01, 2009 6:53 pm من طرف غورزه

ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
جان بوگو
 
غورزه
 
joju
 
boo aouf
 
Admin
 
mehran1415
 
sood aloyoon
 
hamidmaharaje
 


داسـتـان حضرت نوع عليه السلام

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

داسـتـان حضرت نوع عليه السلام

پست من طرف جان بوگو في الإثنين يونيو 09, 2008 4:28 am

نام نوح عليه السلام درچهل و چند جاى قرآن كريم آمده و در آنها به قسمتى از داستان آن جناب اشاره شده، در بعضى موارد بطور اجمال و در برخى بطور تفصيل، ليكن درهيچ يك از آن موارد مانند داستان‏نويسان كه نام، نسب، دودمان،محل تولد، مسكن، شؤون‏زندگى، شغل، مدت عمر، تاريخ وفات، مدفن و ساير خصوصيات مربوط به زندگى شخصى‏صاحب‏داستان را متعرض مى‏شوند به جزئيات آن جناب پرداخته نشده علتش هم اين است كه‏قرآن كريم كتاب تاريخ نيست تا درآن به شرح زندگى فرد فرد مردم و اينكه چه كسى از نيكان‏و چه كسى از بدان بوده بپردازد.

بلكه قرآن كريم كتاب هدايت است و از امور گذشتگان‏آنچه مايه سعادت مردم است‏متعرض مى‏شود، و براى مردم شرح مى‏دهد كه حق صريح كدام است تا مردم همان‏را برنامه‏زندگى خود كرده و در حيات دنيوى و اخروى رستگار گردند، و بسا مى‏شود كه به گوشه‏اى ازقصص انبياءو امت‏هاى آنان اشاره مى‏كند تا مردم بفهمند سنت و روش خداى تعالى در سايرامتها چه بوده، تا اگر كسى هست كه‏مشمول عنايت و موفق به كرامت است عبرت بگيرد، و كسى هم كه چنين نيست آن سرگذشتها را بشنود تا حجت بر او تمام شود.

نوح عليه السلام در قرآن:
انحراف تدريجى بشر از فطرت انسانى و پيدايش اختلاف‏طبقاتى بعد از حضرت آدم عليه السلام و بعثت و رسالت‏حضرت نوح عليه السلام
بعثت و رسالت نوح عليه السلام بشر بعد از حضرت آدم عليه السلام به‏صورت يك‏امت‏ساده و بسيط زندگى مى‏كرد و فطرت انسانيت‏خود را راهنماى زندگى خود داشت، تاآنكه‏رفته رفته روح استكبار در او پيدا شد و گسترده گشت، و در آخر، كارش به استعباديكديگر انجاميد، بعضى بعض ديگررا تحت فرمان خود گرفتند و زير دستان، مافوق خود را رب‏خود پنداشتند و همين پندار، بذرى بود كه كاشته شد، بذرى‏كه هر زمان و در هر جا كه كاشته‏شود و سپس جوانه بزند و سبز شود و رشد كند، چيزى به جز دين و ثنيت و اختلاف شديد طبقاتى‏يعنى‏استخدام ضعفا بوسيله اقويا و برده گرفتن و دوشيدن افراد ذليل بوسيله قدرتمندان را به بارنمى‏آورد،آرى همه اختلافها و كشمكشها و خونريزيهاى بشر از آنجا آغاز گرديد.

در زمان نوح عليه السلام فساد در زمين شايع گشت و مردم از دين توحيد و از سنت عدالت اجتماعى رويگردان شده و به پرستش بت‏ها روى‏آوردند، و خداى سبحان نام چند بت‏آن روز را كه عبارت بودند ازود، سواع،يغوث، يعوقونسردر سوره نوح ذكركرده.

فاصله طبقاتى روز به روز بيشتر شد، و آنهايى كه از نظر مال واولاد قوى‏تر بودند حقوق‏ضعفاء را پايمال كردند و جباران، زير دستان را به ضعف بيشتر كشانيده و طبق دلخواه خودبرآنان حكومت كردند. در اين زمان بود كه خداى تعالى نوح عليه السلام را مبعوث كرده و او را با كتاب وشريعتى‏به سوى آنان گسيل داشت تا از راه بشارت و انذار، به دين توحيد و ترك خدايان‏دروغين‏دعوتشان نموده مساوات را در بينشان برقرار سازد.

دين و شريعت نوح عليه السلام:
بطورى كه از تمامى آيات مربوط به داستان نوح عليه السلام برمى‏آيد آن جناب همواره قوم خود را به توحيد خداى سبحان و ترك شرك دعوت‏مى‏كرد، و بطورى كه از دوسوره نوح و يونس، و سوره آل عمران آيه 19 بر مى‏آيد آنان را به اسلام‏مى‏خواند، و بطورى كه از سوره هود آيه 28 استفاده‏ مى‏شود از آنان مى‏خواسته تا امر به معروف‏و نهى از منكر كنند، و نيز همانطور كه از آيه 103 سوره نساء و آيه 8 سوره‏شورا بر مى‏آيد نمازخواندن را نيز از آنان مى‏خواسته و بطورى كه از آيه 151 و 152 سوره انعام بر مى‏آيد رعايت‏مساوات‏و عدالت را نيز از آنان مى‏خواسته، و دعوتشان مى‏كرده به اينكه به فواحش و منكرات‏نزديك نشوند، راستگو باشندو به عهد خود وفا كنند، و بطورى كه از آيه 41 سوره هود بر مى‏آيدآن جناب اولين كسى بوده كه مردم را دعوت‏مى‏كرده به اينكه كارهاى مهم خود را با نام خداى‏تعالى آغاز كنند.

تحمل زحمات طاقت ‏فرساى نوح عليه السلام در كار دعوت:
از آيات سوره‏هاى‏نوح و قمر و مؤمنون بر مى‏آيد كه آن جناب قوم‏خود را دائما دعوت مى‏كرده به اينكه به خداى‏تعالى و آيات او ايمان بياورند و در اين دعوت‏منتهاى جد و جهد را به خرج مى‏داده و شب و روزو آشكارا و پنهان وادارشان مى‏كرده به اينكه حق را بپذيرند، ولى قومش جزبه عناد و تكبر خودنمى‏افزودند، هر قدر او دعوت خود را بيشتر مى‏كرده آنان سركشى و كفرشان را بيشتر مى‏كردند و به‏جز اهل‏و اولادش وعده اندكى كه از غير آنان ايمان نياوردند، بطورى كه ديگر از ايمان آوردن، سايرين به كلى مايوس گرديد در آن هنگام‏به درگاه پروردگار خود شكايت برده و از او طلب‏نصرت كرد.

مدت زيستن نوح در ميان قومش:
از آيات سوره عنكبوت بر مى‏آيد كه‏آن جناب نهصد و پنجاه‏سال مشغول دعوت قوم خود بوده، ولى قوم، او را جز به استهزاء و مسخره‏كردن و نسبت جنون به او دادن عكس‏العملى از خود نشان ندادند، آنها وى را متهم مى‏كردند به‏اينكه منظورش اين است كه به آقايى و سرورى برما دست‏يابد، تا آنكه در آخر از پروردگارخود يارى طلبيد.و از آيات سوره هود استفاده مى‏شود كه بعد از اين استنصار، خداى تعالى‏به‏وى وحى كرد كه از قومش به جز آن چند نفرى كه ايمان آورده‏اند احدى ايمان نمى‏آورد، و آن‏جناب را درباره قومش تسليت گفت و دلگرمى داد، و بطورى كه از آيات سوره نوح استفاده‏مى‏شود نوح عليه السلام قوم خود را به هلاكت ونابودى نفرين كرد، و از خداى تعالى خواست‏تا زمين را از لوث وجود همه آنان پاك كرده و احدى از آنان را زنده نگذارد،و بطورى كه ازآيات سوره هود بر مى‏آيد خداى تعالى به آن جناب وحى كرد كه زير نظر ما و طبق وحى ماكشتى را بساز.

كشتى سازى نوح عليه السلام:
از آيات سوره هود بر مى‏آيد كه خداى تعالى به آن جناب‏دستور داد تا كشتى را با تاييدو تسديد او بسازد، و آن جناب شروع به ساختن آن كرد، كه مردم‏دسته دسته از محل كار آن‏جناب گذشته و او را مسخره مى‏كردند، چون كشتى آب مى‏خواهد، و كشتى سازى بايد در لب‏دريا باشد،و آن جناب اين كار را در بيابانى بدون آب انجام مى‏داد، و همين باعث مى‏شد كه‏مردم او را مسخره كنند، وآن جناب در پاسخشان مى‏فرمود اگر امروز شما ما را مسخره مى‏كنيدبه زودى خواهيد ديد كه ما شما را مسخره مى‏كنيم و به‏زودى خواهيد فهميد كه كسى كه دچارعذاب گردد خوار و ذليل و بيچاره مى‏شود، و عذابى كه مى‏آيد عذابى است مقيم و غيرقابل‏زوال و نيز از دو سوره هود و مؤمنون بر مى‏آيد كه خداى عز و جل براى نزول آن‏عذاب، علامتى‏قرار داده بود و آن اين بوده كه آب از تنورى بالا مى‏زند.

نزول عذاب و آمدن طوفان:
نوح عليه السلام همچنانكه از سوره هود و مؤمنون استفاده‏مى‏شود مشغول‏ساختن كشتى بود تا اينكه آن را به اتمام رسانيد و امر خداى تعالى مبنى بر نزول‏عذاب صادرشد، و آن تنور شروع به جوشيدن كرد، در اين هنگام خداوند متعال به آن جناب
وحى فرستاد كه از هر حيوان يك جفت نر و ماده سواركشتى كند و نيز اهل خود را به جزافرادى كه مقدر شده بود هلاك شوند يعنى همسرش كه خيانت كار بود و فرزندش‏كه از سوارشدن امتناع ورزيده بود و نيز همه آنهايى كه ايمان آورده بودند سوار كند.و از سوره قمر بر مى‏آيدهمينكه‏آنها را سوار كرد خداى تعالى درهاى آسمان را به آبى ريزان باز كرد، و زمين را به‏صورت چشمه‏هايى جوشان‏بشكافت، آب بالا و پايين براى تحقق دادن امرى كه مقدر شده بوددست به دست هم دادند.و نيز از سوره هود استفاده مى‏شود كه رفته‏رفته آب زمين را فرا گرفت‏و بالا آمد و كشتى را از زمين كند، كشتى در موجى چون كوههاى بلند سير مى‏كرد، و طوفان‏همه‏مردم روى زمين را فرا گرفت و همه را در حالى كه ستمگر بودند هلاك كرد، و خداى تعالى به‏آن جناب دستورداده بود همينكه در كشتى مستقر شدند خدا را در برابر اين نعمت كه از شر قوم‏ستمكار نجاتشان داد حمد بگويند و در پياده‏شدن از او بركت بخواهند، و نوحعليه السلام گفت: الحمد لله الذى نجانا من القوم الظالمينو نيز گفت:رب انزلنى منزلا مباركاو انت‏خير المنزلين [المؤمنون : 29]

پايان‏يافتن داستان و پياده شدن نوح و همراهانش به زمين:
بعد از آنكه طوفان به دليل‏آيه 77 سوره صافات عالم‏گيرشده و مردم روى زمين همه غرق شدند، خداى تعالى به زمين‏فرمان داد تا آب خود را ببلعد، و به آسمان‏نيز فرمان داد تا از باريدن بايستد، آب از ظاهر زمين‏كاسته شد، و كشتى بر بالاى كوه جودى قرار گرفت و فرمان" قيل بعدا للقوم‏الظالمين" - دورى باد برعليه ستمكاران صادر شد، آنگاه خداى تعالى به نوح وحى كرد كه: اى نوح!از كشتى پايين‏آى‏و با سلامى از ناحيه ما و بركاتى بر تو و امت‏هايى كه با تواند پياده شو، كه بعد از اين‏ طوفان، ديگر هيچگاه دچارطوفانى عالم‏گير نخواهند شد چيزى كه هست بعضى از اين نجات ‏يافتگان امت‏هايى هستند كه خدا در دنيا ازمتاع‏ هاى زندگى دنيا برخوردارشان مى ‏كند، و سپس‏عذابى دردناك آنان را فرا مى ‏گيرد، پس نوح و همراهان او از كشتى خارج‏ شده و در زمين قرارگرفتند و خدا را به توحيد و اسلام پرستيدند، و زمين را به ارث دست به دست به ذريه‏هاى‏ خود سپردند، و خداى سبحان تنها ذريه نوح را باقى گذاشت.



avatar
جان بوگو
مدیر کل سایت غورزه
مدیر کل سایت غورزه

تعداد پستها : 223
Registration date : 2008-03-19

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد