المواضيع الأخيرة
» خريد بهترين و ارزان ترين ها از اينترنت
الإثنين أكتوبر 19, 2009 2:49 am من طرف جان بوگو

» کسب ماهيانه 500000تومان تضميني با CN3
الأحد سبتمبر 27, 2009 12:48 pm من طرف جان بوگو

» كسب درآمد اينترنتي در سايت مشاغل ايران
الأحد سبتمبر 20, 2009 5:41 pm من طرف جان بوگو

» سايت کسب در آمد اوکسين ادز
الأحد سبتمبر 20, 2009 5:27 pm من طرف جان بوگو

» معرفي سايت مطمن براي کسب در آمد
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:51 pm من طرف جان بوگو

» حقوق ماهيانه و مادام العمر
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:47 pm من طرف جان بوگو

» موبايل مجاني هديه بگيريد!! باور نمي کنيد
الأحد سبتمبر 20, 2009 4:40 pm من طرف جان بوگو

» ارتباط چربي حيواني با سرطان لوزالمعده
الأربعاء يوليو 01, 2009 7:08 pm من طرف غورزه

» بازتاب حضور رونالدو در سينماي ايران
الأربعاء يوليو 01, 2009 6:53 pm من طرف غورزه

ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
جان بوگو
 
غورزه
 
joju
 
boo aouf
 
Admin
 
mehran1415
 
sood aloyoon
 
hamidmaharaje
 


چند روايت كذب و اهانت (مورد تحليل قرار گرفته)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

چند روايت كذب و اهانت (مورد تحليل قرار گرفته)

پست من طرف غورزه في الخميس يناير 22, 2009 1:47 am

اهانت دجالان به علی بن ابی طالب -رضی الله عنه
جمعه 13 دی 1387
سنی نیوز:ادعای دفاع از اهل بیت چیزی جز نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدفی پلید که همانا ضربه زدن به اسلام می باشد، نیست. نخست با گستاخی تمام، ادعا کردند ت تمام یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) پس از وفات ایشان مرتد شدند. و گفتند ما عاشقان پر و پا قرص اهل بیت پیامبر هستیم. و پس از آن با مکر و حیله و بطور غیر مستقیم به اهل بیت رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نیز اهانت کردند. و بدین ترتیب به تمام شخصیتهای تاریخ اسلامی اهانت شده تا اعتبار و احترام آنها را نزد مسلمانان از بین ببرند.
در اولین مثال خواهیم دید دجالان چگونه سعی کرده اند با یک تیر دو نشان بزنند. آنها در این روایت از یک سو برخی از یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) همچون ابوبکر را ظالم و مزدور معرفی می کنند و از سوی دیگر از علی بن ابی طالب مردی ترسو و زبون می سازند که حتی جرأت دفاع از خود را نیز ندارد. در این روایت که از قصه به خلافت رسیدن ابوبکر صدیق -رضی الله عنه- سخن می گوید آمده است:



«هنگامیکه امام علی (ع) از بیعت با ابوبکر سرباز زدند، ابوبکر قنفذ را به سراغ ایشان فرستادند. قنفذ و یارانش به خانه امام علی (ع) حمله کرده و وارد آن شدند. امام علی (ع) به محض دیدن آنها به سراغ شمشیر خود رفتند. اما آنها ایشان را گرفته و طنابی به گردن ایشان انداختند و امام (ع) را به طرف در کشیدند. فاطمه (ع) خواستند جلوی آنها را بگیرند. اما قنفذ ملعون با شلاقی که در دست داشت ضربه محکمی به ایشان زد و امام علی (ع) را با کشیدن طنابی که به گردن ایشان انداخته بود نزد ابوبکر برد»[۱].

ببینید چگونه این روایت دروغین از علی بن ابی طالب یکی از بزرگترین سرداران تاریخ اسلام شخصیتی زبون و خوار می سازد. این در حالی است که در برخی از روایات دروغین دیگر چنان در قدرت و توانایی علی بن ابی طالب افراط و زیاده روی می کنند که از او شخصیتی خیالی می سازند.

و در روایتی دیگر اهانت به علی بن ابی طالب را به فاطمه -رضی الله عنها- نسبت می دهند.

آنها می گویند: «هنگامیکه بین فاطمه و ابوبکر بر سر میراث رسول الله (صلى الله علیه وسلم) اختلاف حاصل شد و امام علی (ع) خود را از این اختلاف دور نگاه داشتند و هیچ کمکی به فاطمه نکردند، فاطمه با ناراحتی و عصانیت به ایشان گفتند: ای فرزند ابی طالب! مشیمه نوزاد به تن کرده و در معرض اتهام جا خوش کرده ای و …»[۲]. در این روایت دروغین به هر سه تن از این شخصیتهای بزرگ اسلامی توهین شده است. ابوبکر شخصی ظالم و غاصب، فاطمه زنی پرخاشگر و علی مردی ناتوان و ترسو معرفی شده اند.

و در رابطه با قصه ازدواج عمر بن الخطاب با ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب -رضی الله عنهم اجمعین-، سردار رشید اسلام علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- را متهم به پذیرفتن ذلتی کرده اند که حتی پست ترین و زبون ترین انسانها نیز به آن تن در نخواهند داد. در کتاب حدیقه الشیعه گفته شده: «امام علی (ع) هرگز نمی خواستند دختر خود ام کلثوم را به عمر دهند، اما ترس از عمر سبب شد ایشان عموی خود عباس را وکیل کردند تا ام کلثوم را به عقد عمر در آورد»[۳]. و می گویند: ابا عبدالله در این رابطه گفته اند: «ان ذلک فرج غصبناه = آن فرجی بود که آنرا از ما غصب کردند»[۴].

آیا برای اثبات دروغین بودن اینگونه روایات هیچ احتیاجی به دلیل و برهان است؟ آیا زندگانی امیرالمومنین علی بن ابی طالب سردار رشید اسلام، ثابت کننده این مسأله نیست که طوسی وکلینی و مجلسی و طبرسی، دروغگویان و دجالانی بیش نیستند؟

مگر بنا بر روایات و اعتقادات باطل مذهب شیعه عمر -رضی الله عنه-، منافق و کافر نبوده است؟ پس چگونه ترس از انسانی کافر و منافق سبب شد علی بن ابی طالب دختر خود را به ازدواج او در آورند؟ آیا پست ترین انسانها به چنین ذلت و خواری تن در خواهند داد؟

و در روایاتی دیگر امیرالمومنین را به انسانی دنیا دوست و در پی پست و مقام معرفی می کنند که در راه رسیدن به این هدف، شخصیت والای خویش و خانواده خود را پایمال می سازد. در یکی از این روایات گفته شده: «هنگامیکه پس از وفات رسول الله (صلى الله علیه وسلم) مردم با ابوبکر بیعت کردند، امام علی (ع) شب هنگام فاطمه را بر الاغی نشاندند و دست دو فرزند خود را گرفتند و به در خانه تمام یاران پیامبر رفتند و از آنها در راه رسیدن به خلافت کمک خواستند. اما هیچکدام از یاران به ایشان کمکی نکردند»[۵].

و در روایت دیگری علی بن ابی طالب را شخصیتی منزوی و گوشه نشین معرفی می کنند. در این روایت گفته می شود: «هنگامیکه علی -علیه السلام- دریافتند مردم از نصرت و یاری رساندن به ایشان خودداری می کنند و همگی به دور ابوبکر جمع شده اند و او را خلیفه خود می دانند، گوشه نشینی و انزوا را برگزیدند»[۶].

و در اهانتی دیگر به سردار رشید اسلام می گویند فاطمه -رضی الله عنها- هرگز ایشان را به عنوان همسر خویش نمی پسندیده و همواره از ازدواج با ایشان ناخشنود بوده است. در روایتی در این رابطه گفته شده:

«روزی پس از اینکه پیامبر (صلى الله علیه وسلم) دختر خویش فاطمه را به ازدواج امام علی بن ابی طالب در آوردند برای دیدن ایشان به خانه آنها رفتند. ایشان فاطمه را در خانه گریان یافتند. پیامبر (صلى الله علیه وسلم) علت گریه را از فاطمه (ع) جویا شدند و سپس فرمودند: ای فاطمه، به خداوند سوگند اگر در میان خویشاوندان من کسی بهتر از وجود می داشت من هرگز تو را به او نمی دادم. بر تو است که بدانی من و تو را به او نداده ام بلکه خداوند تو را به عقد او در آورده است»[۷]. پس از شنیدن این روایات دروغین و دانستن این مطلب که دجالان برای ضربه زدن به اسلام حتی از توهین نمی کنند، جا دارد به مطلبی که تا حدودی به مسأله ربط دارد اشاره کنیم. از آنجائیکه اهانتهای موجود در این روایات به اندازه های شنیع و زشت هستند که هیچ انسان مسلمانی نمی تواند آنها را بپذیرد لذا برخی از شیعیان که اطلاع چندانی از جایگاه و منزلت کتابهای آقایان کلینی و سلیم بن قیس و مجلسی و … در مذهب تشیع ندارند، می گویند ما اینگونه روایات را قبول نداریم و آنها را صحیح نمی دانیم. این گفته و سخن آنها بسیار نیکو و صحیح است. اما در این رابطه مسأله ای وجود دارد که آنها بایستی به آن توجه کنند و آنرا مد نظر خود داشته باشند. این مسأله این است که صحیح و یا غیر صحیح دانستن روایت و حدیث انتخابی نیست و به سلیقه و انتخاب اشخاص بستگی ندارد. بلکه محدثین وراویان حدیث برای قبول کردن صحیح دانستن روایت شروطی را مقرر داشته اند که اگر این شروط در روایتی وجود داشته باشد آن روایت صحیح می باشد و بر هر شخص واجب می گردد به صحت آن یقین حاصل کند و در صورت عدم وجود یکی از این شروطها، روایت غیر صحیح می باشد. بعنوان مثال محدثین اهل سنت و جماعت برای پذیرفتن و صحیح دانستن حدیث، وجود پنج شرط را در آن لازم دانسته اند و در غیر این صورت آن حدیث نزد آنها صحیح نمی باشد. در اینجا می خواهیم به آن عده از اشخاص شیعی مذهب که روایات توهین آمیز موجود در مراجع خود نسبت به امیرالمومنین علی بن ابی طالب را قبول نداشته و آنها را غیر صحیح می دانند بگوییم: این روایات همگی در مراجع و مصادر و توسط مؤلفینی ذکر گردیده اندکه همگی در مذهب شیعه موثق و معتمد هستند. بعنوان مثال برخی از این روایات در کتاب اصول کافی روایت شده اند. و در مورد این کتاب علمای شیعه معتقدند که به امام زمان نشان داده شده است و او در مورد آن گفته است: «این کتاب برای شیعیان ما کافی است»[۸].

از این سخنان، ما می خواهیم به این نتیجه برسیم که آن اشخاص شیعی مذهب که این روایات توهین آمیز، آنها را نسبت به صحت برخی از روایات موجود در مراجع و مصادر خود و همچنین نسبت به معتبر بودن شروط مقرر گشته توسط محدثین مذهب تشیع مشکوک ساخته، بایستی نسبت به سایر روایات موجود در این مراجع و مصادر نیز با تامل و تدبر بیشتری برخورد کنند. چون همان راویاتی که آن احادیث اهانت آمیز را روایت کرده اند و با همان شروط غیر صحیح، سایر احادیث مراجع شیعه را نیز نقل کرده اند.

۵- اهانت دجالان به فاطمه -رضی الله عنها- بانوی زنان بهشتی

در برخی از روایات مصادر مذهب تشیع اهانتهای بزرگی به دختر پیامبر (صلى الله علیه وسلم) شده است. در این روایات ایشان را به مرتکب شدن اعمالی متهم می سازند که حتی معمولی ترین زنان نیز از انجام دادن این اعمال خجالت می کشند. در یکی از این روایات گفته می شود: «رسول الله (صلى الله علیه وسلم) باغی را به امام علی بن ابی طالب بخشیدند. علی بن ابی طالب(ع) آن باغ را فروختند و مبلغ بدست آمده را بین فقراء و مساکین مدینه تقسیم کردند و چیزی از آن برای خود بجا نگذاشتند. هنگامیکه علی بن ابی طالب (ع) به خانه باز گشتند فاطمه -علیها السلام- به ایشان گفتند: ای پسر عمو! آیا باغ پدرم را فروختی؟

امام علی (ع) گفتند: بله.

فاطمه به ایشان گفتند: پس پولش را چه کردی؟

علی (ع) در جواب گفتند: پول را به کسانی بخشیدم که دوست ندارم دست دراز کردن مقابل دیگران آنها را خوار و ذلیل گرداند.

فاطمه با ناراحتی به ایشان گفتند: من گرسنه هستم، بچه هایم گرسنه هستند و تو خودت نیز گرسنه هستی. آیا یک در هم از این اموال به من و بچه هایم نمی رسید؟ سپس فاطمه محکم لباس علی (ع) را چسبیدند. علی (ع) به ایشان گفتند:

ای فاطمه! مرا رها کن. اما فاطمه (ع) به ایشان گفتند: تا پدرم در مورد من و تو قضاوت نکرده تو را رها نخواهم ساخت. در این هنگام جبریل بر رسول الله (صلى الله علیه وسلم) نازل شد و به ایشان گفت: ای محمد! خداوند بر تو درود می فرستد و می گوید: از جانب من به علی سلام برسان و به فاطمه بگو: هرگز اجازه نداری علی را از صدقه دادن و کمک به مستمندان بازداری»[۹].

آیا فاطمه -رضی الله عنها- که پیامبر (صلى الله علیه وسلم) ایشان را «سیده نساء اهل الجنه» معرفی کرده اند چنین زنی بوده که به شوی خود پرخاش کند و لباس او را دو دستی بچسبد؟ ما هرگز نمی توانیم به سبب روایات دروغین کلینی و مجلسی و نشاپوری بپذیریم که فاطمه -رضی الله عنها- چنین اخلاق ناپسندی داشته اند.

و در روایت دروغین دیگری در مورد بانوی زنان بهشتی می گویند: « فاطمه (ع) برای گرفتن فدک به سراغ ابوبکر و عمر رفتند و با آنها مشاجره کرده و شیون و فغان براه انداختند و چنان سر و صدای بزرگی بپا کردند که تمام مردم دور آنها جمع شدند»[۱۰].

آیا ذره ای حب اهل بیت و احترام به آنها در قلب کسیکه اینچنین روایاتی را می پذیرد و راویان آنها را دروغگو نمی پندارد، وجود دارد؟ هرگز. آیا فاطمه -رضی الله عنها- کسی بوده که برای امول دنیوی شخصیت خود و پدر بزرگوار خویش و شوهر دلاور خود را بر باد دهند؟ هرگز.

و در روایت دروغین دیگری دجالان می پندارند: «روزی فاطمه (ع) یقه عمر را گرفتند و او را محکم به طرف خود کشیدند»[۱۱]. گفته اند: «اگر از آزار و اذیت علی دست نکشی موهایم را پریشان می کنم و گریبانم را می درم»[۱۲].

ببینید این دجالان چگونه به تمام یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) و اهل بیت ایشان توهین کرده اند. آیا پیامبر اسلام (صلى الله علیه وسلم) پس از بیست و سه سال صبر و بردباری و تلاش اینچنین افرادی پرورش داده اند؟ افرادی که بنا بر معتقدات تشیع بیش از نود و نه در صد از آنها به محض وفات ایشان از اسلام مرتد شدند و مبدل به انسانهایی ظالم و غاصب گشتند. و افراد اندک باقیمانده نیز انسانهایی خوار و زبون و دنیا پرست بوده اند آیا با این وجود هیچ شکی در قلب انسان باقی می ماند که هدف این دجالان چیزی جز ضربه زدن به اسلام و از بین بردن آن بوده است؟
——————————————————————————–

[۱] - کتاب سلیم بن قیس ص ۸۴ و۸۹.

[۲] - الامالی للطوسی ص ۲۵۹، حق الیقین للمجلسی ص ۲۰۳و۲۰۴ الاحتجاج للطبرسی.

[۳] - حدیقه الشیعه للمقدس الاردبیلی ص ۲۷۷.

[۴] - الکافی فی الفروع ج ۲ ص ۱۴۱ ط الهند.

[۵] - کتاب سلیم بن قیس ص ۸۲، ۸۳.

[۶] - کتاب سلیم بن قیس ص ۸۳.

[۷] - الفروع من الکافی.

[۸] - مقدمه الکافی ص۲۵.

[۹] - روضه الواعظین للفتال النیسابوری ج ۱ ص ۱۲۵.

[۱۰] - کتاب سلیم بن قیس ص۲۵۳

[۱۱] - الکافی فی الاصول.

[۱۲] - تفسیر العیاشی ج ۲ ص ۶۷. الروضه من الکافی ج۸ ص۲۳۸

_________________
برای ورود به وب سایت غورزه فقط از اینجا وارد شوید:

WWW.GHEVERZEH.COM
avatar
غورزه
Admin
Admin

تعداد پستها : 101
Age : 28
Registration date : 2007-10-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد